X
تبلیغات
شیطنت های زندگی سگی من





شیطنت های زندگی سگی من


man raftam tatil shod dg up nemishe bedrood hamegi bemanad baraye khatere

shayad bargashtam vali felan tatile

in ye webe dg ast az man ba in motefavete kamelan age khastin biyayn vali inja emkanesh kame dobare bargardam

tahsigar2.blogfa.com

 closed 


|پنجشنبه نهم آذر 1391| 17:8|یه دیوونه|

کسی چه میفهمه که بی تو دارم جون میدم

عشقم بی تو سردمه 

نمیتونم دیگه خدا 

بدون تو تنها گوشه ی این اتاق دارم دق میکنم

دارم یخ میزنم بیا منو در آغوش بکش که فقط در آغوش تو آروم میشم

همه به ظاهر شادم نگاه میکنن و میگن ببین چه خوشبخته

کسی چه میدونه از درد خفته توی دلم

اینکه من از عشق تو تب دارم و خواستگار میاد تو این خونه

بی تو قلب جهنم هم مث خونه واسم سرده

آخه عشق من تا کی دوریتو تحمل کنم

انقدر میریزم تو خودم شبا تنگی نفس میگیرم و تو مثل همیشه میفهمی و میگی عشقم سخت نفس میکشی خوبی؟

و من لبخند میزنم و میگم خوبم

که مبادا نگرانم بشی

که مبادا غم بشینه تو چشمات

قلبم تیر میکشه سرفه میکنم و به همه حتی تو میگم حساسیته

ترس از آینده ی مبهممون

دوریمون

نفرت دارم از این تیک تاک ثانیه ها

از این فاصله ها

قبرم رو بسازین بدون اون اینجا از جهنم هم بدتره

کجایی که دستات دستای سردمو بگیره

بدنم میلرزه

دارم یخ میزنم بی تو تا فرصت هست آخه برگرد

تو این سرمای تنهایی نمیشه حفظ ظاهر کرد

عشقم دارم بی تو میمیرم


|جمعه دوازدهم آبان 1391| 16:54|یه دیوونه|

برام خولستگار اومده پسره 18سالشه لندن زندگی میکنه

مامانش گفته ازدواج کنید برین اونجا

قبول نکردم

عشقم کجایی 

من فقط تورو میخوام 

این لعنتی ها چرا ولم نمیکنن؟

از دست صادق راحت شدم اینا گیر دادن بهم

نمرده بودی و پر می زدند کرکس ها
به خواستگاری من آمدند ناکس ها!
دارم یخ میزنم بیتو
تا فرصت هست آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی
نمیشه حفظ ظاهر کرد
جای خالیه تو داره
همه دنیامو می گیره
بیتو آسونترین کارا
واسم سخت و نفس گیره

|جمعه دوازدهم آبان 1391| 14:47|یه دیوونه|

دیشب یه شب عاااااالی بود رفتم خونه ملی ایناااااا 

سر راه دو نخ ماربورو خریدم

رفتم تو دیدم خواهرش هست نمیشه کشید

خلاصه کلی زدیم تو سر کله ی هم 

جناب آقای میم زنگ زد منت کشی کرد(من قهر بودم)

با هم دوتایی فیلم دیدیم

از دو تا سیگار یکیشو دادم به ملی یکیشو آوردم خونه جاساز کردم

البته مامان میدونه سیگار میکشم ولی دوست نداره تو خونه بکشم

منم مراعاتشو میکنم

خلاصه جاساز کردم و سرمو گرم کردم تا 12 شب

ساعت دوازده با عشقم حرفیدم تا 2 

به علت حرفیدن با عشقم مست گشته بودم

مامان اینا هم خوابیده بودن

دیدم فرصت مناسبه ماربورو رو برداشتم 

با شمع روشن تو اتاقم روشنش کردم

پنجره رو باز کردم درم قفل کردم نشستم لب پنجره کشیدم

چه حاااالــــــی دااااااااااد

انقدر تو فاز بودم نفهمیدم کی به فیلترش رسید

بعد هم اسپری رو تو اتاق و تو دهنم خالی کردم

شمع رو خاموش کردم خوابیدم

یه آرامش قشنگی وجودمو گرفته بود که تا حالا تجربه نکرده بودم

نمیدونم ملی سیگارشو چیکار کرد ولی من که حسابی حال کردم باهاش

اصلا معتادتر از خودم تا حالا جایی ندیدم

ههههههههههه

فحشم ندیناااااااااااااااا دوستون دالم بدلود

|پنجشنبه یازدهم آبان 1391| 18:53|یه دیوونه|

گفتم:اینقدر قلیون نکش میمیری..... گفت :اگه نکشم هم میمیرم...! گفتم :اگه بکشی با درد میمیری . گفت:اگه نکشم از درد میمیرم ... گفتم:هوای دودی جلوی درد رونمیگیره .گفت :هوای صاف هم جلوی مرگ رو نمیگیره.... سلامتی همه دوسیب کشا :-)))))

|سه شنبه نهم آبان 1391| 17:15|یه دیوونه|

عشقم همیشه ازم خواستی گذشته ام رو فراموش کنم امشب تصمیم گرفتم 

تصمیم گرفتم تمام گذشتمو بریزم دور فقط دل به تو و آیندم بدم 

گور بابای شکست هایی که خوردم 

گور بابای پسرای هرزه

گور بابای سختی ها و مشکلات

همشون به چیزم و به چیزت

من سر حالم چون تورو دارم

گذشتم رو هم فراموش کردم

قول میدم با بد اخلاقی هام دیگه اذیتت نکنم

به خدا دوست دارم 

امشب همه ی گذشتمو به فاک دادم

دیگه هیچ وقت نه میخوام نه حق دارم بهش فکر کنم 

چون عاشقم و بس

|یکشنبه هفتم آبان 1391| 20:15|یه دیوونه|

منم کوروش بزرگ:

پسر بهشت در اوستا

سیروس در تورات

سایروس در انجیل

ذوالقرنین در قرآن

پدر ایران زمین

هفتم آبان روز کوروش بزرگ شاد باااااااااااااااااااااااااااااااد

|یکشنبه هفتم آبان 1391| 15:36|یه دیوونه|

سلاااااممممم بچه هاااااااا من رفتم قرار خیلی خیلی خوب بود 

کلی لاو و این حرفاااااااا 

قلیون و سیگار 

کوهنوردی

لوس بازی های من

باروووون

عشق 

لذت با هم بودن با اسانس تلخ سیگار

خلاصه عالی بود من دوباره کون گشادیم گرفته کامنت ها رو تایید کنم 

یه وب شاخ دلم میخواد

هزار تا وب دارماااا هیچ کدوم هم آپ نمیکنم

ولی چند وقته قاطیم وضعم خرابه 

هیچی نشده دلم براش تنگه دوباره

به نظرم اینجا خیلی دارم چرت و پرت مینویسم اصلا انگاری از چشمم افتاده میخوام ببندمش

شایدم نبستم نمیدونم

|شنبه ششم آبان 1391| 22:49|یه دیوونه|

dorooood bache ha daram miram sare gharar vay del to delam nist be khoda delam barash kheyli tang shode 

daram ye tipi mizanam shaaaaaaaaaaaaakhhhhhhh dahanesh baz bemone

doa konid kar daste khodam nadam:D

|پنجشنبه چهارم آبان 1391| 11:21|یه دیوونه|

بعد از مدتهااااااااااااا میخوام آپ کنم خب به خدا انقدددرررررررر درس دااااارررررممممم وقت نمیکنم بیام نت یه قرار دیگه گذاشتم دربند 

دوباره دلتنگم آخرین قرارمون 3 هفته پیش بود از دلتنگی به مرز جنون رسیدم

با هم سیگار کشیدیم طعم تلخ سیگار با شبرینی عشقمون خیلی قشنگ بود

امروزم ملی جون تو راه خونمون یه نخ وینستون و یه نخ ماربورو خرید اومد دو تایی کشیدیم

وینستون رو با هم کشیدیم و نفری یه نخ هم ماربورو زدیم بعد هم خالی کردن اسپری در دهان و لباس و خونه که خودتون خبر دارین

سیگار حس قشنگی بهم میده مخصوصا با ماربورو خیلی حال کردم

حس نداشتم رمز دارش کنم:دی

فحش و تهمت به علت کشیدن سیگار ممنوع

بوووووووووووووووووووووووووووووس

حس کن مرا که دست برده داخل گیست

حس کن مرا بر لکه های بالش خیست

حس کن مرا در «دوستت دارم» در ِ گوشت

حس کن مرا در شیطنت هایم در آغوشت!

حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج هام

حس کن مرا... حس کن مرا... که مثل تو تنهام!

حس کن مرا و ذوب شو در داغی دستم

بگذار تا دنیا بداند «هستی» و «هستم»

مهدی موسوی

|چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391| 21:29|یه دیوونه|

6 ماه پیش :

من : بچه ها یه 50 تومنی پیدا کردم

ملیکا : با این یک دهم بستنی هم بهمون نمیدن

یاسی : بچه ها منم یه 25 تومنی پیدا کردم

من : زهر مااااااااااااااااااار من بستنی میخوااااااااااااااااااام

ملیکا : میمردی زنگ پیش دو هزار تومن پول چیپس و ساندویچ نمیدادی؟؟؟؟الان میتونستیم سه تا بستنی بگیریم

من: :(

ملیکا : بترکییییی

مهدیه‌ : بترکییییییییی

چهارتایی خندیدیم مثل یتیما به اکیپی که داشتن بستنی میخوردن نگاه کردیم دوباره خندیدیم

دوباره مشغول گشتن شدیم دستامونو تا ته کرده بودیم تو کیفامون و از ته دل میخندیدیم حس میکردم دارم چاه حفر میکنم

- به چی میخندین؟

خنده رو لبامون خشک شد برگشتیم 

خانوم نون: گوشی رو بدین من 

من:     :0

ملیکا:   :0

یاسی:  :0

مهدیه:   :0

خانوم نون:منو اینجوری نگاه نکنین گوشیو بدین من

من با سیاست همیشگی: خانوم بیاین بگردین بفرمایید ما که به خودمون شک نداریم

خانوم نون : همه وسایلتون رو جمع کنین بیاین دفتر من

از بین 500 نفر دانش آموز که دورمون حلقه زده بودن رد شدیم و رفتیم تو دفتر

کیفامونو خالی کردیم 

من خندم گرفت

خانوم نون : از حماقتته که داری میخندی

من: نیشخند

من به مورد تهمت و فحش قرار گرفته شدن عادت داشتم

البته اگه گوشی آورده بودیم انقد دلم نمیسوخت

اگه اسمش مدرسه ی نمونه نبود دلم نمیسوخت

اگه ناظممون خانم نون درست میگفت و گناه کار بودیم دلم نمیسوخت

بگذریم از اینکه چیزی پیدا نکرد و با اشاره به ابروهای هشتی مهدیه گفت ابروهاشو برداشته و نگهش داشت

بگذریم از اینکه فرداش همه چی پشت سرمون گفتن بچه ها از همجنس بازی تا بند انداختن صورت

بگذریم از سنگینی نگاه ها 

بگذریم از احمقی که به خاطر شادی بهم گفته شد

بگذریم از اینکه اون روز رو از سرویس جا موندیم و مجبور شدیم پیاده بریم خونه

از همه ی اینها بگذریم حالم بهم میخوره از برگشتن به پادگان نظامی ای که توش هر کی بخنده احمقه

|جمعه سی و یکم شهریور 1391| 11:22|یه دیوونه|

بی استعاره وکنایه

بی تشبیه و مراعات النظیر

 بی وزن وقافیه

 بی جناس وایهام

 بی هیچ صنعت وآرایه ی ادبی دست وپاگیری

 دلم برای گرمای آغوشت تنگ است

 فکری بکن............

ادامه مطلب رمز داره هر کی خواست بگه

+دوستان با محبتم قربونتون برم آدرس وبتونو بذارین تا محبتاتونو جبران کنم عاشششقتوننننننم به  خدامرسی که هوامو دارین

+link tekoni shod


ادامه مطلـــ__ــب
|چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391| 0:20|یه دیوونه|

طـــعم اولیــن هم آغــوشــی با تو را

 حتـــی در بهشتــ هم نمیتــوانم تجربــه کنم

 زمیــن به کنــار...!!

|چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391| 0:4|یه دیوونه|

یعنی اگــه معشوقه باشه

 ســی گار باشه

 مشروب باشه

 آغوش هم باشه ها

 خــدا بیاد پایین بگــه:همش گناهــه

 با تمام احترامی که بهش میزارم

 بهـــش میگم:دلم خواستـــــــــــــــــ!!!!​!

|چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391| 0:1|یه دیوونه|

.:Design:.